تبليغاتX
به وبلاگ ايران فاني خوش اومدي





جوک - لطیفه - سرگرمی
جوک - لطیفه - سرگرمی
یه سایت توپ
- يه نفر زنگ ميزنه ۱۱۰ ميگه: آقا کمک،توروخدا کمک. _چی شده خانم، چه اتفاقی واستون افتاده؟ _آقا يه گربه اومده خونمون. _خوب گربه که ترس نداره خانوم. _آخه من طوطيم!!

- يك روز بچه كانگرو گم ميشه. ميره 110 ميگه باز جيب منو زدن

 - تو شهر غضنفر اینا داشت راز بقا نشون می داد. 2 تا کره خره میریزن یه شیر رو می کشن یهو برنامه قطع می شه و این آهنگ پخش می شه:ورزشکاران دلاوران نام آوران!!!!!!

- يه روز يه قورباغه قرص اكس ميخوره ، كرال ميره!

- كرم ابريشم قرص ايكس مي خوره پليور مي دوزه

- جوجه قرص ايكس مي خوره، راه که میره داد می زنه: جیکس! جیکس! جیکس!!

- مرغه قرص ايكس مي خوره اسرائيليها ميگيرنش. دلیلش رو می پرسند میگن: این مرغه راه که میرفته میگفته قدس! قدس! قدس!!!(تکراری)

- خرگوشه ميره تو بانك ميگه آقا هويج دارين؟ كارمند بانك ميگه: نه جانم برو مزاحم نشو. خرگوشه ميره و چند دقيقه بعد برمي‌گرده و دوباره سوالشو تكرار مي‌كنه. كارمند بانك عصباني ميشه و ميگه اگه يه بار ديگه اين سوالو بپرسي از گوش آويزونت مي‌كنم به ديوار. خرگوشه ميره و فرداش دوباره مياد و ميگه آقا هويج دارين؟ كارمند بانك هم گوش خرگوشه را ميگيره و با ميخ ميكوبه به ديوار. بعد از يه مدت خرگوشه نيگا ميكنه ميبينه عكس چند تا از این رجال سیاسی رو هم کنارش زدند به ديوار. بعد رو به عكسا ميگه: بدبختا شماها ديگه هويج مي‌خواستين چيكار؟

- موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من داريد؟

- خروسه پول نداشته ازدواج كنه ميره گالينابلانكا مي‌خره!

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1384/07/21ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

- غضنفر وايستاده بود كنار خيابون و به يك دژبان ارتش نگاه مي‏كرد. بهش گفت: ببخشيد! شما سرهنگ هستي؟ دژبان گفت: نه. غضنفر رفت و ده دقيقه به مرد خيره شد و اومد و دوباره پرسيد: شما مطمئني كه سرهنگ نيستي؟ دژبان گفت: نه، سرهنگ نيستم. اين ماجرا چندبار تكرار شد، بالاخره دژبان خسته شد و در مقابل سوأل غضنفر كه پرسيده بود شما سرهنگ هستي؟ گفت: آره داداش! من سرهنگ هستم. غضنفر گفت: پس چرا لباس دژبان‏ها رو پوشيدي؟ مي‏دوني جرمه؟

-غضنفر ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!

- غضنفر تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، غضنفر ميگه: بچه ها در رين صاحابش اومد!

- به غضنفر گفتند اگر آمريكا حمله كرد چه كار ميكنى؟ گفت: زنگ ميزنم 110 

 يکی تو مانور شركت ميكنه، 10 سال اسير ميشه!!!

-دهاتيه رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه، داداش كوچيكش با يك تپه ريش درو وا ميكنه! دهاتيه هول ميكنه، ميگه: چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هيچي نميگه، فقط يك نگاهِ معني داري بهش ميندازه و ميره تو. دهاتيه ميره تو ميبينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك شلوارشو خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چي شده؟! كي مرده؟! داش اصغر هم يك نگاه به دهاتيه ميكنه و از اتاق ميره بيرون. دهاتيه بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق باباش، ميبينه ريش باباش رسيده تا دم نافش! دهاتيه دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو آخه چه بلايي سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت مرده بي... كاش بوات مرده بي... پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي؟! 1

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1384/07/21ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط امیر  | 


به حسنی می گن جديدا دامپزشكای ايرونی نژاد گاو ايرانی رو با نژاد گاو هلندی لقاح دادن و يه نژاد گاو برتر بوجود آوردن می ره ميگه: بنده از اين دكترهای گاو تشكر می كنم

 

تركه با يكی دعواش ميشه .بعد از كلی حرف زدن طرف ميگه :گير عجب خری افتاديما ٬ تركه ميگه :خودت گير عجب خری افتاديا....

 

 

تركه به بم رفت و جايی را نشان داد و گفت : اينجا را بكنيد كه زنی با كودكش در اينجا مدفون شده اند. چنين كردند و زن و كودكی ديدند.
باز گفت فلانجا را بكنيد و خلاصه بعد از چند دقيقه آلمانها گفتند :
خوب شما كه اينو داشتين چرا به ما گفتين سگ بياريم؟

 

به تركه می گن مث اين كه تنت می خاره.
می گه خوب آره دوماهه نرفتم حموم.

 

 

 

ترکه باباش ميميره تو هفتش ميبينه خيلی جمعيت مياد. چهلمش بليط ميفروشه

 

تركه :آقای دكتر اين خريت من رو كلافه كرده
دكتر: از كی اينطوری شدی؟
تركه: از وقتی كه كره خر بودم!

 

ميگن لهجه لری چطوريه ؟
ميگه همون فارسيه فقط برين توش

 

 

به تركه ميگن توالت چند بخشه ؟؟؟؟؟؟؟
ميگه ۲ بخشه
ميگن خب بخش كن
ميگه مردانه و زنانه

 

ترکه داشته مسابقه اسب دوانی نگاه ميکرده يهو ميره تو فکر........
به خودش ميگه.....
کاش منم درسم رو ادامه داده بودم

 

تركه ميخواسته زيردريايی آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه

 

ترکه داشته شير می خورده يهو له ميشه.... چرا؟
گاوه خسته ميشه.. ميشينه

 

. از تركه می پرسن شما تركی؟
می گه نه من آخرين ورژنم. من لرم.

 

 

به تركه گفتن دوست داری بچت
دختر باشه يا پسر؟
گفت پسر
پرسيدن چرا؟
گفت چون پسر فقط ۲ سال پوشك ميخواد
ولی دختر ۵۰ سال!

 

وقتی فهميدم كانديدای رياست جمهوری شدی
خيلی خوشحال شدم
حتما خيلی هم خرج كردی؟
راستی چقدر پول دادی تا عكستو رو همه قوطی های شير زدن!

 

به ترکه ميگن چرا زن نميگيری؟ ميگه: ای بابا، كی مياد زنش رو بده به ما

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1384/07/21ساعت 1:38 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

جوك هاي باحال

 

 

 به يك تركه ميگن: 2*2 چند مي‌شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!

 تركه فيلم جيمز باند ميبينه خيلي خوشش مياد. يكي ازش ميپرسه اسمت چيه ميگه: فَر...گضن فر!

 تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برمي‌گرده به تركه ميگه اسم توچيه؟! تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!

 تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!

 تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!

 يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!

 تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!

 تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!

 تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه  دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برمي‌گرده. مردم دورش جمع ميشن، مي‌پرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام مي‌جنگيدم؟!

 تركه به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه، كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه...!

 به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه!

 تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1384/07/21ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط امیر  | 

 

تبلیفات وبلاگ
set as your home page

رفتن به بالای صفحه